تبلیغات
مرجع معرفی جنگ افزار و تجهیزات نظامی - آشنایی با انواع بمب ها(قسمت سوم)


مرتبه
تاریخ : جمعه 22 دی 1391
تصویر


بمب های میکروبی- بیولوژیکی:
تصویر
اثرات بمب های میکروبی - بیولوژیک - بر غیر نظامیان


استفاده از عوامل میکروبی ( باکتری ، ویروس ، قارچ و یا سموم تولید شده توسط آنها ) به دوران بسیار قدیم باز میگردد و کسی نمی تواند ادعا کند که برای اولین بار چه کسی از عوامل بیولوژیکی استفاده کرده است، ولی طبق موارد ثبت شده یکی از کهن ترین حیله های استفاده از میکروب در جنگها، انداختن اجساد فاسد بیماران در آب بود، در قرن چهاردهم در شبه جزیره کریمه با انداختن اجساد در چاه های آب، تعداد زیادی از پا درآمدند، در سال 1248 میلادی بیماری مرگ سیاه یا طاعون سبب کشته شدن بیش از شش میلیون نفر از مردم اروپا شد، در قرن پانزدهم میلادی چند هزار نفر بر اثر بیماری تیفوس کشته شدند، ارتش ناپلئون بناپارت در عقب نشینی خود عمده افرادش  را بر اثر بیماری اسهال ، تیفوس و ذات الریه از دست داد، در سال 1873 میلادی، انگلیسی ها در قاره آمریکا برای نابودی بومیان سرخ پوست استراتژی کثیف و غیر انسانی را به کار بردند، آنها اقدام به توضیع پتوهایی به صورت هدیه به سرخ پوستان کردند، این پتوها قبلا توسط بیماران آلوده به بیماری آبله مورد استفاده قرار گرفته بود، سرخ پوستان با استفاده از این پتوها دچار بیماری آبله شده و تعداد زیادی از آنها کشته شدند و مشابه این کار را نیز در 20 سال بعد در هند و چین انجام دادند.

در جنگ جهانی اول آلمانی ها برای نابود کردن اسبهای سواره نظام فرانسه از عوامل بیولوژیکی استفاده نموند و در اواخر جنگ نیز علیه سربازان انگلیسی که در خندق ها موضع گرفته بودند. با شروع جنگ جهانی دوم هر چند که آلمانی ها پیشتاز توسعه عوامل شیمیایی بودند و زرادخانه آنها مملو از انواع بمب های شیمیایی بود، اما هرگز آدولف هیتلر اجازه استفاده از آنها بر علیه دشمنانش را نداد. برای مثال اگر در نورماندی از بمب های شیمیایی علیه متفقین استفاده کرده بود، حتما آنها را شکست داده و آنها را وادار به عقب نشینی می کرد. همچنین در نبردهایش با روسیه اگر از بمب های شیمیایی که در اختیار داشت، استفاده میکرد، کشور روسیه را به آسانی به زانو در می آورد!. ژاپنی ها نیز در عوامل میکروبی از تمامی کشورهای جهان جلوتر بودند. در سال 1942 فرماندهان ارتش ژاپن پس از جلسات مختلف دست به احداث یک واحد تحقیقاتی بزرگ در زمینه عوامل میکروبی زدند، این واحد مخفی که جزو بزرگترین کارخانه های تولید میکروب بود، واحد نظامی 731 نامگذاری شد و فرماندهی آن را به فرد بی رحمی به نام ژنرال ( شیرو ایشی ) سپردند. این واحد قویترین میکروب های دنیا را تولید می نمود که از جمله آنها می توان به ( تیفوئید ، پاراتیفوئید ، آبله ، طاعون ، سیاه زخم و ...) اشاره کرد، ژنرال ایشی از هزاران اسیر جنگی با ملیت های چین ، روسی و آمریکایی به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده نمود. ژاپن در خلال جنگ جهانی دوم با بالون هایی مخصوص که هر کدام یک بمب 15 کیلویی را حمل می نمود، دست به بمباران شیمیایی خاک آمریکا زد. این بالون های ویژه، به وسیله جریان بادی که از بالای ژاپن عبور می کرد و به آمریکا منتهی می شد کار می کردند. البته از صدها بالونی که ساخته شد تنها کمتر از 30 عدد توانستند بمبهای خود را برروی آمریکا بریزند و بقیه یا بر اثر تغییر دما و یا تغییر جریان باد نتوانستند خود را به آمریکا برسانند و یا در اقیانوس سقوط کردند. ( توضیح درباره شکل، نحوه ساخت و شیوه کار این بالون ها مفصل و خواندنی است که انشاالله در مقاله ای جداگانه به آن می پردازیم ). واحد 731 با آزمایش بیماری های متفاوت نحوه، چگونگی و مدت اثر انواع عوامل را برروی بدن انسان های زنده بدست می آورد. پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم و پیروزی آمریکا بر آن، نیروهای آمریکایی اخبار و گزارشهایی از واحد 731 دریافت کردند، دولت آمریکا پس از اطلاع از وجود چنین آزمایشگاهی، این مسئله را مخفی و هرگز ژنرال ایشی و سایر جنایتکاران  واحد 731 را محاکمه نکرد. دولت آمریکا دستور داد تا ژنرال ایشی و همکارانش در واحد 731، به پادگان "دتریک" مریلند، منتقل شوند و نتیجه تحقیقاتشان را به مرکز شیمیایی آمریکا ارائه دهند. بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، طبق اسرار نظامی فاش شده، به این نکته می توان اشاره کرد که آمریکا و انگلیس در سال 1944 برای تسلیم کردن آلمان، تصمیم به استفاده گسترده از عامل میکروبی سیاه زخم (یکی از بدترین میکروب های موجود روی زمین) علیه شهرهای بزرگ آلمان از جمله ( آخن، اشتوتگارت، فرانکفورت، ویلهلم، شاخن و برلین ) را داشتند. در جنگ 1952 کره، کشور چین آمریکا را متهم به استفاده از عوامل میکروبی در کره شمالی کرد. این اتهام بر اساس مشاهدات محلی و اعترافات اسیران جنگی صورت گرفته بود. با تحقیقات به عمل آمده توسط گروهی از دانشمندان بی طرف، مشخص شد که آمریکایی ها با پخش موشهای ناقل طاعون، پرنده های آلوده به سیاه زخم و همچنین استفاده از عوامل میکروبی در وسایلی مانند دستمال، جوهر خودنویس و ... مردم کره شمالی را آلوده و از پا در می آوردند، گزارش 700 صفحه ای دانشمندان، خود گواهی بر این امر می باشد.

ارتش آمریکا بیش از 31 عامل میکروبی را علیه مزارع گندم و برنج در خلال سالهای 1951 تا 1969 به صورت آزمایش بکار برد، در تاریخ 2 ژانویه 1969 در خواستی از از دبیر کل سازمان ملل به مدیر کل سازمان بهداشت جهانی ارائه شد. این درخواست در خصوص تحقیقات برروی سلاح های بیولوژیک و تهیه گزارش همکاری لازم با سازمان ملل به عمل آید.

این گزارش در تاریخ 29 ژانویه 1969 در سطح عمومی مطرح شد که نتایج زیر را داشت:

1_ عوامل شیمیایی و میکروبی به سرعت می توانند پخش شوند و جان مردم غیر نظامی را نیز به خطر بیندازند و همچنین این عوامل " دیر تشخیص " بوده و خطر بزرگی برای جوامع بشری به شمار می آیند.

2_ در صورت استفاده شدید از عوامل شیمیایی و میکروبی، میزان ضایعات به حدی می شود که کلیه امکانات بهداشتی جوابگوی درمان افراد نخواهند بود.

3_ این سلاح ها باعث تغییر منفی در محیط زندگی انسان می شوند.

4_ این عوامل تاثیر غیر قابل پیشبینی و ناشناخته ای برروی محیط کره زمین دارند.

5_ این سلاح ها به صورت محدود و توسط تروریست ها هم می تواند خطرات عمده ای را متوجه جامعه بشری کند.

در سال 1972 طبق کنوانسیون منع تولید سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی که آمریکا و شوروی سابق نیز جزو امضا کنندگان آن بودند، قرار شد که دول امضا کننده طبق هیچ شرایطی عوامل میکروبی و شیمیایی را آزمایش، تولید و انبار نکنند، هرچند که این قرار داد و قرار دادهای بعدی به فراموشی سپرده شدند. به طوریکه در یکی از شب های آوریل 1979 در تاسیسات نظامی شماره 19 شوروی سابق در شهر "سوردلاوک" انفجاری رخ داد، بلافاصله ابری از سیاه زخم بر فراز شهر ظاهر شد و عده زیادی از مردم را بیمار نمود، هزاران نفر از مردم شهر به دلیل بیماری کشته شدند،




بمب نوترونی:
بمب های نوترونی تاکتیکی اساساً جهت کشتن سربازانی که توسط زره پوش محافظت می شوند در نظر گرفته شده اند . خودروهای زرهی در برابر انفجار و حرارت تولید شده سلاح های هسته ای بسیار مقاوم هستند ، ولی زره پوش فولادی قادر است تابش نوترونی را فقط به میزان کمی کاهش دهد ؛ بنابراین برد کشندگی نوترون ها بسیار بیشتر از سایر اثرات سلاح می باشد . برد کشندگی بمب های نوترونی تاکتیکی ممکن است از برد کشندگی انفجار و حرارت حتی برای نیرو هایی که محافظت نشده اند ، بیشتر شود . زره می تواند نوترون ها و انرژی نوترون را جذب کند ، بنابراین تابش نوترونی برای خدمه تانک که در معرض آن قرار گرفته اند کاهش می یابد ، ولی تابش نوترونی در واقع به میزان کمی با زره که ممکن است واکنش مضری با نوترون ها داشته باشد ، مقابله می کند . برای مثال آلیاژ فولادی ممکن است رادیواکتیویته القایی را تولید کند کـه بـرای مـدت زمـان کوتاهی ایجاد خطر می کند . وقتی نوترون های سریع کند می شوند ، انرژی از دست رفته ( تلف شده ) ممکن است به شکل اشعه های ایکس ظاهر شـود . در بعضی از انواع زره پوش ها مانند تانک ام یک ، اورانیوم تهی شده به کار رفته است که می تواند شکافت سریع را تحمل کند ، نوترون های اضافی تولید می کند و رادیو اکتیو می شود . همچنین فنون زرهی ویژه جذب نوترون مانند زره پوش های حاوی بور موم شکل ( خمیری ) و استفاده سوخت خودرو به عنوان حفاظ به وجود آمده است .
همچنین بمب نوترونی کلاهک تابش افزایش یافته نامیده می شود . بمب نوترونی نوع خاصی از سلاح گرما هسته ای کوچک اسـت که حـداقل انفجار و حـرارت را تولید می کنـد ، ولی مقـدار زیادی تابش کشنده آزاد می کند . بمب نوترونی اثرات حرارتی و انفجاری ایجاد می کند که محدود به ناحیه ای اسـت که فقط شعاع چند صد یارد دارد . ولی در ناحیه ای نسبتاً بزرگتر ، موج گسترده ای از نوترون و تابش گاما رها می شود ، که قادر است در زره یا چند فوت در خاک نفوذ کند . این تابش برای بافت زنده بی نهایت مخرب است . به دلیل برد کوتاه تخریب و فقدان اثر دراز مدت ، بمب نوترونی در مقابله با تانک و تشکیلات پیاده نظام در میدان نبرد بسیار مؤثر است ولی شهرها یا مراکز جمعیتی که چند مایل دورتر هستند را به خطر نمی اندازد . بمب نوترونی ممکن است با یک موشک لانس حمل شود یا با توپ هویتزر8 اینچی ( 200 میلیمتری ) پرتاب شـود ، یا احتمال حمله هوایی به وسیله هواپیما وجود دارد.
تصویر

در نمونه های استراتژیک ، بمب نوترونی اثر بازدارندگی تئوریک دارد : ممانعت از حمله زرهی زمینی که بیم ضد حمله بمب نوترونی وجود دارد . این بمب خـدمه تانک دشمن را در آن ( در دقیقه ) ناتوان می کند ، و در ظرف چند روز می کشد . ایالات متحده تولید این بمب را در سال 1978 به تعویق انداخت و در سال 1981 تولید آن را از سرگرفت ( متن فوق ترجمه می باشد ) .
بمب های نوترونی
بمب های نوترونی ، که به طور بسیار صریحی به عنوان کلاهک های تابش افزایش یافته ( ER ) اشاره دارند ، سلاح های گرماهسته ای کوچکی هستند که انفجار نوترون هـای تولید شده تـوسـط واکـنـش گـداخـت به طور عمدی به درون سـلاح جـذب نمی شود ، بلکه اجازه فرار می یابند . انفجار شدید نوترون های پر انرژی اصولاً یک مکانیزم مخرب و ویرانگر است . نوترون ها نسبت به سایر تابش ها بیشتر نفوذ می کنند ، بنابراین اکثر مواد حافظی که عملکرد خوبی در مقابل اشعه های گاما دارند ، تقریباً کارکرد خوبی در برابر نوترون ها ندارند . اصطلاح تابش افزایش یافته فقط به انفجار تابش یونیزه کننده که در لحظه انفجار آزاد می شود ؛ اشاره دارد و به افزایش تابش باقیمانده در ریزش اتمی ربطی ندارد .

ایالات متحده بمب های نوترونی را جهت استفاده به عنوان سلاح های استراتژیک ضد موشک و نیز سلاح های تاکتیکی علیه نیروهای زرهی تولید کرده است . به عنوان مثال یک سلاح ضد موشک تابش افزایش یافته سلاحی است که برای حراست از انبارهای موشک بالستیک قاره پیمای ایالات متحده ، با وارد کردن خسارت به ترکیبات هسته ای کلاهک های شوروی به وسیله وارد کردن کلاهک دارای شار نوترونی قوی ، تولید شده بود . بمب های نوترونی تاکتیکی اصولاً جهت کشتن سربازانی است که توسط زره محافظت می شوند . خودروهای زرهی در برابر انفجار و تابش گرمایی سـلاح های هسته ای بی نهایت مقاوم هستند ، بنابراین برد مؤثر یک سلاح هسته ای در مقابل تانک ها به وسیله برد کشندگی تابش تعیین می شـود ، هرچند این برد به وسیله زره کاهش مـی یابد . با انتشار مقادیر زیادی تابش کشنده از نوع بسیار نافذ ، کلاهک های تابش افزایش یافته برد کشندگی بازدهی معین یک کلاهک هسته ای در مقابل اهداف زرهی را بیشینه می کنند .

مسأله ای که در استفاده از تابش به عنوان سلاح ضد نفر تاکتیکی به وجود می آید این است که سبب ناتوانی سریع هدف می شود ، یک دز تابشی که چندین برابر حدود کشندگی است بایستی اعمال شود . یک دز تابشی 600 رادی معمولاً کشنده به حساب می آید ( این دز لااقل نصف کسانی را که در معرض آن قرار گرفته اند ، می کشد ) ، ولی برای چندین ساعت اثر قابل ملاحظه ای ندارند . بمب های نوترونی برای آزاد کردن دز 8000 رادی جهت ایجاد ناتوانی فوری و پایدار در نظر گرفته می شوند . یـک کـلاهـک تابش افزایش یافته یک کیلوتنی قادر است ناتوانی پایدار و فوری را جهت خدمه تانک تی ـ 72در برد 690 متری ایجاد کند ، که با برد 360 متری برای یک بمب شکافتی محض برابری می کند . برای یک دز 600 رادی محض فواصل به ترتیب 1100 متر و 700 متر می باشند ، و برای سربازان بدون محفاظت ، پرتوگیری های 600 رادی در 1350 متری تا 900 متری اتـفـاق می افـتـد . بـرد کـشندگی بمب های نوترونی تاکتیکی فراتر از برد کشندگی (موج ) انفجار و تابش حرارتی می باشد ، حتی برای سربازانی که حفاظت نشده باشند .
شار نوترونی قادر است مقادیر قابل توجهی رادیواکتیویته ثانویه کوتاه مدت را در محیط در ناحیه با شار بالا نزدیک نقطه انفجار القاء کند . فولاد آلیاژی مورد استفاده در زره ممکن است تولید رادیواکتیویته کند که برای مدت 24ـ 48 ساعت خطرناک است . اگر یک تانک در معرض یک بمب نوترونی یک کیلوتنی در 690 متری قرار گیرد ( برد مؤثر برای ناتوانی فوری خدمه ) ، بلافاصله توسط خدمه جدید اشغال می شود ، آنها نیز دز کشنده تابشی را در ظرف 24 ساعت دریافت خواهند کرد.

طرح های زرهی جدیدتر ، حفاظت بیشتری از تانک تی ـ 72 شوروی در مقابله با کلاهک های تابش افزایش یافته که از ابتدا هدف گیری شده بودند ، فراهم می کند . فنون زرهی ویژه جذب نوترون نیز تولید و به کارگیری شـده اسـت ، مـانند زره هایی که حاوی بور خمیری می باشند و نیز از سوخت خودرو به عنوان حفاظ استفاده می شود . بعضی از انواع زره های جدیدتر ، مانند تانک ام یک، اورانیوم تهی شـده بـه کارگیری شـده است کـه قـادر اسـت با کلاهک های تابش افزایش یافته مقابله کند چون که این تانک ها شکافت سریع را تحمل می کنند ، نوترون های اضافی تولید و رادیواکتیو می شوند .

به علت تضعیف سریع انرژی نوترون به وسیله جو ( انرژی نوترون با فاکتور 10 در هر 500 متر در اثر افزایش اثرات پخشی افت می کند ) ، سلاح های تابش افزایش یافته فقط در بردهای کوتاه مؤثرند ، و بنابراین در بازدهی های نسبتاً پایین وجود دارند . همچنین کلاهک های تابش افزایش یافته با مقدار کمینه انرژی شکافتی طراحی شده اند و اثر انفجار در رابطه با بازدهی نوترون تولید می شود . دلیل عمده این موضوع استفاده بمب نوترونی برای محصور کردن نیروهای خودی می باشد . درک عمومی از بمب نوترونی به عنوان ارباب بمب ها این است که افراد را می کشد ولی ساختمانها را بدون آسیب باقی می گذارد ؛ که این موضوع بسیار اغراق آمیز است . در بـرد مؤثر جنگی مورد نظر ( 690 متر ) ، ( موج )انفجار یک بمب نوترونی یک کیلوتنی تقریباً هر ساختمان غیر نظامی را در آن ویران می کند یا آسیب می زند و آن را غیر قابل استفاده می کند . بنابراین کاربـرد بـمب های نـوتـرونی برای توقف ( یا ممانعت ) حمله دشمن مـی باشد ، چون کـه مـقدار زیادی مـواد منفجره جهت پوشش نیروهای دشمن لازم است ، همچنین همه ساختمان های منطقه را منهدم می کند.

تفاوت بمب های نوترونی ( لااقل انواع تاکتیکی آن ) با انواع دیگر سلاح های گرماهسته ای در این است که مخلوط گاز دتریم ـ تریتیم فقط سوخت گداختی می باشد . آن نیز به دو علت است : 80% انرژی آزاد شده واکنش گرماهسته ای دتریم ـ تریتیم، به عنوان انرژی جنبشی نوترون می باشد ، و همچنین ساده ترین واکنش های گداختی برای سوختن می باشد . این بدین معنی است کـه تنها 20% انرژی گداختی برای تولید انفجار و تابش حرارتی فراهم می شود ، که شار نوترون تولید شده شامل نوترون هـای بـسیـار نـافذ با انرژی 7/14 مگا الکترون ولت می باشد ، و اینکه انفجار شکافتی بسیار کوچکی (400 ـ 250 تن ) قادر است برای سوختن واکنش ( شروع واکنش ) استفاده شود . مقدار بیشتری سوخت دترید لیتیم میزان بزرگتری انفجار و آذرخش برای هر میزان از شار نوترون تولید می کند ، و میزان بزرگتری انفجار شکافتی برای انفجار آن مورد نیاز است . اشکال استفاده از سوخت دتریم ـ تریتیم این است که تریتیم بسیار گران است و آهنگ واپاشی اش 5/5 درصد در سال است . ترکیب بسیار پیچیده بمب های نـوترونی ( و ترکیب دتریم ـ تریتیم ) باعث می شـود کـه کلاهک هایتابش افزایش یافته از نظر ساخت و نگهداری نسبت بـه دیگر سلاح های هسته ای تاکتیکی بسیار گران باشند . برای تولید بازدهی گداختی یک کیلوتنی بـه 5/12 گرم تریتیم و 5 گرم دتریم نیاز است .

ایالات متحده سه کلاهک نوترونی را توسعه داده و تولید کرده است ، چهارمی قبل از تولید منسوخ شده است . همگی این کلاهک ها کنار گذاشته شده اند و غیر مسلح می باشند .

· کلاهک W-66 برای موشک Sprint طراحی شده بود که اولین کلاهک ER می باشد . کلاهک مذکور طی سال های 1974ـ1975 تولید شد و در آگوست 1975 بعد از اینکه تنها چند ماه در خدمت ارتش بود و هنگامی کـه سیستم مـوشک Sprint غیرفعال شـد ، کنار گـذاشته شـد ( حـدوداً 70 کلاهک از این نوع ساخته شـد ) . بازدهی آن چندین کیلوتن بـود ( 20 کیلوتن گزارش شـده است ) و احتمالاً در آن سوخت D-T استفاده شده بود .

· کلاهک W-70 مد 3 برای موشک Lance طراحی شده بود که دارای بازدهی کل در حدود یک کیلوتن می باشد که60% آن گداخت و 40% آن شکافت می باشد . این کلاهک طی سالهای 1981ـ1983 تولید شده بود و در سال 1992 کنار گذاشته شد . 380 کلاهک از این نمونه ساخته شد .

· کلاهک W-79 مد 0 برای گلوله توپ 8 اینچی طراحی شده بود که دارای بازدهی متغیر از 100 تن تا 1/1 کیلوتن است . در پایین ترین بازدهی ، سلاح شکافتی محض بود و در بالاترین بازدهی ، 800 تن آن سهم گداخت ( 73% ) و 300 تن آن سهم شکافت بود . این کلاهک طی سالهای 1981ـ 1986 تولید شد . از رده خارج کردن این نوع کلاهک از اواسط دهه 80 آغاز شد و کلاً تا سال 1992 کنار گذاشته شد . 325 کلاهک از این نوع ساخته شد .

· کلاهک W-82 مد 0 گلوله توپ 155 میلیمتری است که دارای بازدهی متغیر شبیه به W-79 می باشد . این کلاهک در اکتبر 1983 بدون اینکه تولید شود منسوخ شد .

اتحادجماهیر شوروی ، چین و فرانسه همگی در تکمیل و توسعه طرح های بمب نوترونی شناخته شده هستند و شاید آن را در ارتش خود وارد کرده باشند . در برخی گزارش ها ادعا شده است که اسراییل بمب های نوترونی تـولـیـد کـرده اسـت.


مشخصات:

کلاس: 500 پوند
هدایت: بالستیک ( پرتابی)
خلبان اتوماتیک: ندارد
رانش: ندارد
وزن: 241 کیلوگرم
طول: 2.21 متر
قطر:10.75 اینچ
کلاهک: 500 پوند
مواد انفجاری: 89 کیلوگرم ترتونال/مینوال II یا H6
چاشنی: متنوع است / دماغه و باله
استابلایزر: MAU-93/B, BSU49/B AIR, MK-15 Snakeye
پیمانکار: Nad Crane
قیمت: 268.5 دلار!!
حمل شونده توسط:
A-10A B-1B B-2 B-52 F-4G F-15A-E F-16A-D F-111D-F F-117A



بمب هدایت شونده:

تصویر

بمبهای هدایت شونده در جنگ جهانى دوم براى انهدام هدفى به اندازه آشیانه هواپیما لازم بود دهها بمب سبک شلیك شود. اما امروزه مى توان همین كار را با استفاده از یك بمب هدایت شونده لیزرى مانند GBU12 از یك جنگنده F-14D انجام داد.

تصویر




تاكنون دو نوع بمب هوشمند وارد میدان نبرد شده اند كه عبارتند از:
بمب هاى هدایت شونده IV/IR (چشمی/ تلویزیونی) و بمب هاى هدایت شونده لیزرى.
یک فروند بمب هدایت شونده GBU12 پرتاب شده از F-14D


تصویر
پیشرفت و توسعه ی چشمگیرى كه در زمینه ی جنگ افزارهاى هدایت شونده لیزرى صورت گرفته، باعث پیشرفت و ارتقاى دقت سلاح هاى هدایت از راه دور شده است. بمب هاى هدایت شونده لیزرى یا LGB ها (Laser Guided Bombs) از قابلیت تحرك بالایى برخوردارند و سلاح هایى هستند كه به صورت سقوط آزاد فرود مى آیند و براى این منظور به هیچ گونه ارتباط الكترونیكى درونى هواپیما احتیاج ندارند.


تصویر

این سلاح ها داراى یك سیستم داخلى هدایت نیمه فعال هستند كه انرژى لیزر را آشكار كرده و جنگ افزار را به سمت هدفى كه توسط یك منبع لیزر خارجى روشن شده رهگیرى مى كند. به طور مثال در جنگ 1991 خلیج فارس، ابتدا هواپیمایى كه لیدر نام داشت اهداف مورد نظر را با لیزر شناسایى و علامت گذارى مى كرد و سپس هواپیماهاى بمب افكن F-117 و F-14D توسط بمب هاى لیزرى، اهداف علامت گذارى شده را تخریب مى كردند. این سیستم حتى مى تواند از یك منبع مستقر در روى زمین نیز فرمان بگیرد.
عملیات طوفان صحرا: F-117 در حال پرتاب GBU12

تصویر
تصویر

بمب GBU۱2 در زیر بال F-16

تصویر

بمب GBU24 در زیر بال F-16
تصویر
مسیر پرواز LGBها به سه مرحله تقسیم مى شود: هدایت پرتاب، هدایت پرواز و هدایت نهایى. در خلال مرحله پرتاب، سلاح به مسیر غیرهدایتى كه همان مسیر پرواز جنگنده مادر در لحظه آزادسازى است همچنان ادامه مى دهد و همپاى جنگنده حركت مى كند.
در این مرحله، وضعیت پروازى جنگنده نیز حائز اهمیت است، چرا كه قابلیت عملیاتى شدن جنگ افزار LGB به سرعت جنگنده در زمان هدایت نهایى بستگى دارد. بنابراین در خلال مرحله پرتاب، سرعت هوا مى تواند میزان قدرت عملیاتى شدن جنگ افزار را تحت الشعاع خود قرار دهد. همزمان با عمل هدف یابى، مرحله گذر نیز آغاز مى شود. طى این مرحله، سلاح سعى مى كند كه بردار سرعت خود را با راستاى خط دید هدف میزان نماید.
حین مرحله نهایى، بمب هوشمند لیزرى تلاش مى كند كه هر لحظه بردار سرعتش را موافق و همسوى خط دید قرار دهد. در لحظه اى كه این تطبیق رخ مى دهد، انرژى لیزر بازتابش شده روى آشكارسازها، متمركز مى شود و به سنسورهای آیرودینامیكى فرمان مى دهد كه مسیر را تعقیب كنند تا موجب شوند سلاح به صورت یك جسم سنگین با نیروى وزنش به سمت هدف حركت و با آن برخورد كند. نمایش دهنده هاى هدف در اصل، تابشگرهاى نیمه فعالى هستند كه براى قفل شدن روى هدف به كار مى روند. گیرنده هاى بمب هدایت شونده لیزرى از آرایه اى از فوتودیودها (نیمه هادى هایى كه با دریافت نور فعال مى شوند) استفاده مى كنند تا پیام هاى مكانى هدف را پیدا كنند. این پیام ها به حركت هاى سطحى برگردانده مى شوند تا سلاح را درست به سمت هدف سوق دهند. یك آشكارساز هوابرد مى تواند از طریق میدان دید وسیعى كه در اختیار دارد اطلاعات مربوط به هدایت را در اختیار خلبان قرار دهد و آن را مستقیمن روى هدف متمركز كند و سرانجام به جنگ افزار مربوطه كه در اختیار دارد، یك هدف نقطه اى را نشان دهد.
پس از این مرحله، موشك یا بمب هوشمند لیزرى مى تواند در زمانى شلیك شود كه خلبان از قفل بودن آشكارساز روى هدف اطمینان داشته و سلسله مراتب مربوط به باز شدن محفظه جنگ افزار به نحو قابل قبولى انجام شده باشد. در هر یك از این مراحل خلبان هرگز هدف واقعى را نمى بیند و فقط نقطه اى را مشاهده مى كند كه به وسیله لیزر، نشانگر موقعیت هدف است. سامانه هاى تجسسى و نمایش دهنده لیزرى از یك روش رمزگذارى پالسى استفاده مى كنند تا مطمئن شوند كه یك پویشگر و یك نمایش دهنده ویژه در یك حالت هماهنگ با یكدیگر در حال كارند. هم رمز كردن این دو مجموعه باعث مى شود سامانه پویشگر تنها روى هدفى كه دستگاه نمایش دهنده معلوم مى كند قفل شود.
رمزگذارى پالسى بر پایه فركانس تكرار پالس (PRF) صورت مى گیرد. رمز مى تواند بسته به تجهیزات لیزرى كه در اختیار است، سه یا چهار رقمى انتخاب شود. رمزگذارى به جنگنده یا هر وسیله جنگى هوایى این امكان را مى دهد كه به طور همزمان یك هدف چندگانه و پیچیده را هدف قرار دهد ضمن آنکه از عملیات ضدالکترونیک دشمن مصون بماند.
در این حالت جنگ افزارهاى هدایت شونده لیزرى روى رمزهاى مختلف متمركز مى شوند. این روش تا زمانى از اطمینان بالایى برخوردار است كه چندین هدف با موقعیت برتر نسبت به نیروهاى خودى ضرورتن بمباران شوند. این روش همواره با هدایت واحدهاى پشتیبان مى تواند به صورت همزمان طراحى و نمایش داده شود و آخرین وضعیت آن اعلام شود. سامانه هاى لیزرى هدایت آتش عبارتند از: مسافت سنج هاى لیزرى (LRF) و نمایشگرهاى لیزرى. این سامانه هاى لیزرى مى توانند براى انسان بسیار خطرناك تر از سامانه هاى آموزشى نظیر MILES و سامانه هاى شبیه ساز لیزرى باشند كه براى دفاع در درگیرى هاى هوا به زمین استفاده مى شود.

تصویر

در نتیجه لیزرهاى هدایت آتش نیاز به سنجش دارند تا در نتیجه نگاه مستقیم به پالس ها و پرتوهاى آن به عوارض دائمى همچون كورى منجر نشود. LGB یا بمب هاى هوشمند لیزرى نوشداروى تمام داستان ها و اهداف جنگى نیستند؛ بلكه به گونه اى پیشرفت كرده اند كه بازیگر انواع دیگرى از جنگ افزارهاى سقوط آزاد هستند كه در زاغه هاى مخفى نگهدارى مى شوند.

تصویر

در یك دید وسیع تر، LGB ها در هدف قرار دادن مخفیگاه ها در وضعیتى با ارتفاع متوسط از قدرت اجرایى فوق العاده اى برخوردارند، قدرت مخفى شدن سریع و اغراق آمیز باعث افزایش قدرت تحرك و قابلیت پروازى LGB شده است. معمولاً شلیك در ارتفاع میانى، مشكلات یافتن هدف را كاهش مى دهد و به سایت هاى طراحى هوایى یا زمینى اجازه مى دهد كه به راحتى آن را رهگیرى كنند. اگر سامانه هدایت لیزرى زودتر از موعد روشن شود یا برعكس به موقع روشن نشود، ممكن است LGB هدف را گم كند و به آن اصابت نكند.
طى عملیات، به محض روشن شدن انرژى لیزرى،LGB آن را مشاهده و در همان زمان اقدام به شلیك از هواپیما یا هر وسیله حامل دیگرى مى كند و چون این عمل زودتر از موعد مناسب صورت گرفته، لذا بمب یا هدف را گم مى كند و به آن اصابت نمى كند و یا این كه بخشى از آن را ویران مى سازد. براى رفع این مشكل، نمایشگر لیزرى باید در زمانى روشن شود كه بمب به سمت هدف روانه شده و قصد ویران كردن آن را دارد. خلبان به طور یقین مى داند كه زمان مناسب براى روشن كردن سامانه لیزر چه وقت است. شگردهاى پروازى تهاجمى _ تدافعى كه از LGBهاى نوین امروزى بهره مى گیرند به خوبى كمترین مدت زمان مورد نیاز براى نمایش هدف را اعلام مى كنند تا سلاح تا رسیدن به هدف و ویران كردن آن هدایت شود. دود، گردوغبار و نخاله هاى معلق در هوا مى تواند روى كاركرد سلاح هاى هدایت شونده لیزرى اثر سوء داشته باشند.


تست سنسورهای LGB توسط پرسنل زمینی
تصویر


پاشیدگى ناشى از بازتابش نور لیزر به وسیله ذرات دود مى تواند هدف هاى اشتباه را نمایش دهد. باران، برف، مه و ابرهاى رقیق نیز مى توانند استفاده موثر از سلاح هاى هدایت شونده لیزرى را تحت تاثیر قرار دهند. شتاب و تهور بیش از حد خلبان نیز مى تواند كاربرد نمایشگرهاى لیزرى را محدود سازد؛ زیرا خط دید را تحت تاثیر قرار مى دهد. برفى كه زمین را مى پوشاند، نیز مى تواند روى دقت سلاح هدایت لیزرى تاثیر منفى داشته باشد. مه و ابرهاى رقیق میدان دید كاوشگر سلاح هدایت شونده لیزرى را سد مى كنند و مى توانند باعث كاهش زمان هدایت آن شوند. در واقع این كاهش میدان دید، احتمال برخورد سلاح به هدف را نیز پایین مى آورد. فناورى LGBها متشكل از سه نسل است كه هر یك از آنها به نوعى حاصل تحول یا اصلاح سازوكار هدایت هستند. نسل اول عبارت است از گروهى از بمب هاى هدایت شونده لیزرى با بال هاى ثابت، نسل دوم با بال هاى جمع شونده و نسل سوم نمایشگرهاى نیروى هوایى براى بمب هاى هدایت شونده لیزرى كلاس هزار و دو هزار پوندى هستند. واحد هدایت كننده لیزرى به بخش جلویى بمب و یك بال در قسمت عقب آن متصل شده است. هر سه نسل با نمایشگرهاى رایج در ارتش، نیروى هوایى، نیروى دریایى و زیردریایى سازگارى دارند. نسل دوم و سوم داراى برنامه گزینشى رمز پیش از پرواز هستند.
عموماً نسل سوم LGBها را بمب هدایت شونده لیزرى سطح پائین مى نامند. زیرا این بمب به نحوى طراحى شده است كه تحت شرایط نقطه اوج نسبتاً پایین، براى ارتفاع كم و برد زیاد مورد استفاده قرار گیرد. طى عملیات طوفان صحرا، بیشترین استفاده براى حمل بمب هاى هدایت شونده لیزرى و شلیك آنها به سمت اهداف مهم و اصلى به عمل آمد و توانمندى جنگ افزارهاى نیروى دریایى ایالات متحده براى هدایت LGBها كاملاً مفید و مقرون به صرفه بود، تا آنجا كه یكصد و بیست A-E6 حدود ۵ درصد از تمام توان LGB ایالات متحده را در نخستین روز از عملیات طوفان صحرا به صف و روانه منطقه عملیاتى كردند.
بمب افکن A-6E

تصویر

مشخصات بمب GBU24
تصویر

ماموریت: پشتیبانی هوایی نزدیک، مقابله ی هوایی دقیق با ادوات زمینی، حمله ضد شناورهای دریایی
اهداف: ادوات زمینی متحرک، ادوات ثابت کوچک و بزرگ
محل خدمت: نیروهای دریایی و هوایی
وضعیت: عملیاتی (در سرویس)
اولین نمونهء قابل استفاده: 1983
روش هدایت پذیری: لیزری
برد: حدود 10 ناتیکال مایل
هزینه بهسازی: نامعلوم (سند محرمانهء نیروی دریایی)
کل هزینهء تولید: 138 / 729 میلیون دلار
کل هزینهء تمام شده: نامعلوم
هزینه احداث هر واحد تولید کننده بمب ها: 55 میلیون دلار
هزینه تجهیز هر یگان رزمی: نامعلوم
تعداد تحویل شده به نیروهای رزمی: 13114 فروند
استفاده کننده ها:
جنگنده های: A-6E و A-10 و F-14D و F-15 (تمامی مدلها) و F/A-18 (تمامی مدلها) و F-111
(شاید به دلیل سنگینی و حجیم بودن نوع GBU24، این بمب در اف117 مورد استفاده قرار نمی گیرد، زیرا اف117 مهمات خود را در درون محفظه های مخفی نگهداری می کند و حجیم بودن این بمب، مانعی برای نصب آن بر روی اف117 است)



ادامه دارد...


منبع:میلیتاری




طبقه بندی: بمب ها،  سلاح های اتمی شیمیایی ومیکوبی، 
برچسب ها: آشنایی با انواع بمب ها(قسمت سوم)، بمب، جنگ افزار، worldarmy، worldarmy.mihanblog.com، جنگ جهانی دوم، ایالات متحده، دانشگاه هاروارد، كوكتل مولوتف، امریكا، جنگ ویتنام، اسرائیل، بمب شیمیایی، جنگ شیمیایى، the birthday of chemical warfare، گازهای خفه كننده، نیروهای آلمان، حملات وسیع شیمیایی، تهاجم ایتالیا به اتیوپی، جنگ ژاپن و چین، سلاح مرگبار، جنگ عراق عله ایران، جنگ اول جهانی، عملیات والفجر 8، فاو، كربلای 4و 5، منطقه كردستان عراق، عوامل شیمیایی جنگی، عوامل ناتوان كننده، incapacitating agents، هیدروژن سیانید، PBX، تی ان تی، پودر آلومینیوم، اکسپلوسیو، Plastic Bonded Explosive، بی ال یو – صد وشانزده، BLU-116 Advanced Unitary Penetrator، بی ال یو – صد وهیجده، BLU-118/B Thermobaric Warhead، ترموباریک، Thermobaric، بی ال یو – صد و سیزده، BLU-113 Super Penetrator، ارتش آمریکا، سیرکولار – ارور – پروبابیلیتی، Circular Error Probability :CEP، MK-904، FMU-113، BSU-49/B، Ballute، عملیات طوفان صحرا، ایگاه های موشکی سام، پایگاه های ضد هوایی، ناو های هواپیما بر، بمبهای چند منظوره و ترکشی، مب ضد پرسنلanti personnel، بمب ضد تانک و زره anti armor، بمب ضد تاسیسات، بمب ضد کشتی، مب ضد هوا پیما، بمب ضد باند، بمب های میکروبی، A-6E و A-10 و F-14D و F-15 (تمامی مدلها) و F/A-18 (تمامی مدلها) و F-111، نیروهای دریایی و هوایی، ادوات زمینی متحرک، پشتیبانی هوایی نزدیک، مقابله ی هوایی دقیق با ادوات زمینی، حمله ضد شناورهای دریایی، بمب افکن A-6E، مسافت سنج هاى لیزرى (LRF)، جنگ افزار LGB، جنگنده مادر، F-16، هواپیماهاى بمب افكنF-14D، هواپیماهاى بمب افكن F-117، خلیج فارس، Laser Guided Bombs، جنگنده F-14D، GBU12، بمب هدایت شونده، A-10A B-1B B-2 B-52 F-4G F-15A-E F-16A-D F-111D-F F-117A، موشک Lance، کلاهک W-70، سوخت D-T، موشک Sprint، کلاهک W-66، تانک تی ـ 72، سلاح ضد نفر تاکتیکی، شوروی، سلاح ضد موشک، سلاح های تاکتیکی علیه نیروهای زرهی، حمله هوایی، هویتزر، رادیواکتیویته، زره پوش فولادی، سلاح های هسته ای، خودروهای زرهی، بمب نوترونی، ارتش ناپلئون بناپارت، اکتری، ویروس، قارچ، بمب اتمی، تسلیحات کشتار جمعی، WEAPON OF MASS DESTRUCTION، دفاع ضد هوایی، بمب هدایت شونده لیزری، بمب گرافیتی: بمب گرافیتی، بمب هوشمند قاصد، جنگنده J-8B، بمب هوشمند LS6، LeiShi-6 / LS6 Thunder Stone، بمب هوشمند، پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، پیمان NPT، flash blindness، بمب افکن ب 29، ژاپن، بمب هیدروژنی، دوتریوم تریتیوم، بمب گداخت هسته ای، انفجار هسته‌ای، اورانیوم 235، بمب ‌های شكافت هسته‌ای، بمب کثیف، بمب های ضد نفر، ضد زره و ضد فلز، سی یو 94، روسیه، بمب خوشه ای، بمب ساعتی، الکترومگنتیک پالس، Iter، بمب الکترومغناطیسی، تسلیحات هسته‌ای، تزار، WMD، بمب فسفری، BLU-114 _ بمب خاموشی، بمب کربنی، AV-8B F-14A / B and / D، F-16C / D، F-15E، F-117، B-1B، F/A-18A/B، C / D، and E / F، سامانه‌های الكتریكی و الكترونیكی، CBU_97، BLU-114، بمب خوشه ای ‌مانند CBU_97، جنگ خلیج فارس، تاماهاوك، كلاهك موشك های كروز، نیروی هوایی آمریکا، بحران کوزوو و صربستان، بمبهای نرم و تسلیحات غیرکشنده، دستگاه ارتفاع سنج، سلاح سری، بمب گرافیتی، بمب مشهور غیر هدایت شونده، MK-82، بمب سقوط ازاد، آمریکا، آرژانتین، ایتالیا، ترکیه، اف 111، جاگوار، میراژ اف 1، بمب نفوذی بالدار، بمب های غیرهوشمندی، کمپانی ماترای فرانسه، بمب نفوذی، سیانوژن كلراید، عوامل اعصاب، nerve agents، پی بی اکس، Tritonal، تریتونال، BLU-109 Penetrator، بی ال یو – صد و نه، BLU، بی ال یو، پناهگاه اتمی نطنز، پناهگاه های زیرزمینی، اشعه ی لیزر، دولت اسراییل، بمب هایی هوشمند، Banker Buster، بانکر باستر، بمب های پناهگاه شکن، راكت، موشك، توپخانه، خمپاره، مین، عوامل تاول زا، blood agents، عوامل خون، گازهای كلر - فسژن و كلرو پیكرن، asphyxating agents، عوامل خفه كننده، گازهای اشك آور، تهوع آور، توهم زا و عوامل كنترل كننده شورشها.، International humanitarian law، هیدروفوب، جنگ‌افزار شیمیایی، ناپالم، بمب ناپالم،
دنبالک ها: آشنایی با انواع بمب ها(قسمت اول)، آشنایی با انواع بمب ها(قسمت دوم)، آشنایی با انواع بمب ها(قسمت چهارم)،
ارسال توسط عرفان غلامی
آرشیو مطالب
نظر سنجی1
به نظرشما وضعیت سوریه چه خواهد شد؟







نظر سنجی2
خبرنامه